دل یا دلیل؟

خرید بک لینک
۱۰۰ روز ک هیچی فکر کنم ب ۳ روز هم نرسید این قضیه...نشد ۱۰۰ روز لبخند ب لبم باشه در عوض ۱۰۰ روز ی چشمم اشک بود ی چشمم خوندلم میخواد هر چیزی از لین زندگی ک برام مهمه رو توی ی کوله جمع کنم و برم..برم یجا ... با امنیت برم...امن باشه برام رفتن...برم کسی بازخواستم نکنهبرم برام بد نباشه...برم کسی ب زور نخواد یرم گردونهبرم مسئولیت روی دوشم نباشهبرم پولم تموم نشه...کاش میشد بخدا...خسته م انقدراز همه چیاگر یکی گوگل سرچ کنه طلاق عاطفی ...بنظرم گوگل شخص شخیص منو باید ب سرچ کننده معرفی کنه..چون مم احتمالا دقیق ترین توضیحات و میتونم بدم.خسته م . + نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 2:20 توسط زی زی گولو  |  دل یا دلیل؟...

ما را در سایت دل یا دلیل؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 11:26

داشتم ارزوهامو میخوندمچندین بار تکرار کرده بودم کارزو دارم برم هند.ارزو دارم یکی از فیلمای بازیگر محبوبمو توی سینمای هند ببینم.وقتی ب خودم فکر میکتم هیچ تشابهی با خود ۵ ماه پیشم ندارمخیییییلی عوض شدم..علایقم..حرف زدنم... دیدم ب زندگیم...نوع امیدواریم..اهدافم ..همه چی تغییر کردزندگی قبلا برام خیلی بزرگ و قشنگ بود... زندگی و مثل یک مکانی میدیدم کبهش منتقل شدیم تا ب آرزوها و اهدافمون برسیم.امروز اما دیدم اینطوریه ک خدا مارو انداخته تو این سیاه چاله..تا عمرمونو با خفت بگذرونیم و تهشم ب طرز وحشتناکی بمیریمهند عزیزم ... اینطوری خطابت میکنم چون هنوز با اوردن اسمت بغصم میگیره و ۳۰ ثانیه بعد گریه م میگیره...هند عزیزم ...من ازت دست کشیدم.تو هیچی برای من جز حسرت نداشتی... تو منو نا امید کردی... منو سوزوندی ...عزاب دادی...عوض کردی..دوستت دارم ولی....هرگز نمیام پیشت و هرگز نمیخوامت....ی وقت مینویسم چرا... + نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 2:38 توسط زی زی گولو  |  دل یا دلیل؟...

ما را در سایت دل یا دلیل؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: چهارشنبه 10 اسفند 1401 ساعت: 11:26

صفحه بندی